A+ A-

3
تیر

مهد کودک معنوی

تنها داريم يك مهد كودک معنوی را اداره می كنيم كه در آن افراد می توانند بر الكل غلبه كنند و رحمتی را پيدا كنند تا زنـدگى بهتـرى داشته باشند. (از ديدگاه بيل )

 

وقتی وارد انجمن شدم، بطری به دست بودم و مـی خواسـتم ايـن تعصب به الكل را كنار بگذارم، اما واقعاً نمـی دانـستم چطـور. تـصميم گرفتم آنقدر آنجا بيايم و بروم تا از كسانى كه قبل از مـن وارد انجمـن شده اند چيزى دستگيرم شود. ناگهان ديدم دارم به خدا فكر می كـنم ! " گفتند قدرت برترت را پيدا كن " و من اصلاً نمی دانـستم چنـين كـسى چطور می تواند باشد. فهميدم كه قدرت هـاى برتـر زيـادی هـستند . گفتند خدا را آنطور كه خودت دركش می كنى پيدا كن . گفتنـد اينجـا هيچ اصولی برای خدايى وجود ندارد. من آن قدرتى را كه برايم مـؤثر بود پيدا كردم، و از او خواستم تا سلامتی را به من بازگرداند . تعصب به الكل از بين رفت و من زندگی ام را به طور روزانه ادامه دادم و آمـوختم كه چطور هشيار زندگی كنم.