سعی میکنم فقط برای امروز زندگی کنم و مشکلات تمامی طول عمر را به یک باره بر دوش نکشم، من میتوانم یک مشکل را برای دوازده ساعت تحمل کنم. اما اگر فکر کنم که باید تا آخر عمر با آن بسازم، برایم دردآور و غیر قابل تحمل خواهد بود. فقط برای امروز خوشحال خواهم بود. فقط برای امروز میخواهم خودم را با آنچه هست وفق بدهم و سعی نمیکنم خودم را با خواستههایم سازگار کنم.
پس وقتی خوشبختی به سمتم میآید با آغوش باز به آن خوشآمد گفته و آن را با زندگیم تطبیق میدهم. فقط برای امروز روح و روان خود را تقویت میکنم. مطالعه میکنم و چیزهای مفید یاد میگیرم. من دگر سعی خواهم کرد که نگذارم بیمارم بر من تسلط داشته باشد. من هر چیزی که نیاز به تلاش، اندیشه و تمرکز دارد را برای خود میخواهم.
تنها امروز روح و روان خود را از سه طریق به تمرین وا میداریم:
فقط برای امروز برنامهای خواهم داشت، شاید نتوانم دقیقاً از آن پیروی کنم اما باید برنامهریزی داشته باشم. امروز از خدا میخواهم تا مرا از آفت دودلی و عجله نجات دهد. فقط برای امروز نیم ساعت با خود خلوت مـیکنـم و سعی میکنـم چشمانداز بهتری از زندگی داشته باشم. فقط برای امروز ترسی نخواهم داشت، مخصوصاً از لذت بردن به خاطر آنچه زیباست و باور دارم که گویی من به جهان تقدیم شدهام.