میگوید: «الکلیهای گمنام پدیدهای است طبیعی، لکن در نقطهای قرار دارد که طبیعت در نزدیکترین تماس با متافیزیک است، نقطهای که در آن حقارت تبدیل به فروتنی میشود. در موزههای آثار هنری و یا کنسرتهای سمفونی یک حالت معنوی وجود دارد و کلیسای کاتولیک استفاده از آن را تأیید میکند. در مورد الکلیهای گمنام هم این حالت معنوی وجود دارد و شرکت کاتولیکها در آن اغلب بدون استثناء باعث میشود که کاتولیکهای سست تبدیل به کاتولیکهای بهتری شوند.»
مینویسد: «اساس روش الکلیهای گمنام، اصل واقعی انسانیت است. انسان تا به دیگران کمک نکند، به خود هم نمیتواند کمک کند. برنامه الکلیهای گمنام را اعضای آن (خود بیمهگی) مینامند. این خود بیمهگی باعث شده که آنها از لحاظ سلامت جسمانی، عقلانی و معنوی بازسازی شوند و صدها زن و مردی که بدون این روش درمانی منحصر به فرد و مؤثر، امیدی برایشان نبود عزت نفس خود را دوباره بدست آورند.»
در مهمانی شامی که یکی از دوستان ما برای معرفی الکلیهای گمنام به دوستانش برپا کرده بود، دکتر هری امرسون فاسدیک اظهار داشت: «به نظر من از دیدگاه روانشناسی مزیتی در روش این جمعیت وجود دارد که نمیتوان مشابهی برای آن پیدا کرد. تصور میکنم در صورتی که با این پدیده عاقلانه رفتار شود که گویا همینطور هم هست، امکانات آیندهی این پروژه از حدود تصورات ما خارج باشد.»